ادامه فعالیت واندرز در صفحه اینستاگرام و کانال تلگرام دنبال می گردد و سایت دیگر به روز رسانی نخواهد شد


برای پیگیری اخبار واندرز۲۳۷، ما را در صفحات اجتماعی دنبال کنید




پاریس، سال 1889، در یک نمایشگاه جهانی، انبوهی از تجار و جهانگرد ها و خریداران شهر را پر کرده بودند.هتل ها همه رزرو شده بود.در ماه می مادر و دختری انگلیسی از هندوستان به مارسی و سپس به پاریس رسیدند.آن ها اتاقی در یکی از هتل های پاریس اجاره کردند.نام خود را در دفتر هتل ثبت و از آنجا به اتاق خود رفتند. اما اتفاق عجیبی برای آنها رخ داد.

اتاق 342،اتاقی مجلل با پرده های ضخیم ارغوانی، کاغذ دیواری های صورتی و مبلمان مجلل، میز های بیضی شکل و ساعت دیواری تزیین شده بود.تقریبا به محض ورود حال مادر بد شد و به رختخواب رفت، دکتر هتل او را معاینه کرد و از دختر چند سوال کرد.سپس او و رئیس هتل در گوشه ای با هم مشورت کردند.اگرچه دختر فرانسوی نمی دانست اما از دستوراتی که دکتر به او داد فهمید که مادر او سخت بیمار است و به دارویی احتیاج دار که فقط در مطب دکتر در سمت دیگر پاریس پیدا می شود.دختر می بایست به آن جا برود و دارو را بیاورد.دختر سوار کالسکه ای شد و با تاخیر فراوان به مطب دکتر رسید.در آنجا مدتی معطل شد تا دوا را گرفت و با تاخیر فراوان مراجعت کرد.4 ساعت گذشته بود.به محض رسیدن از کالسکه بیرون پرید و به سراغ رئیس هتل رفت و پرسید:حال مادرم چطور است؟ رییس با حیرت به او نگاه کرد:کی را می گویید مادموازل؟ دختر با حیرت شرح داد که کیست و چرا تاخیر کرده است.رییس هتل گفت:اما من چیزی درباره ی مادر شما نمی دانم شما تنهایی به اینجا آمدید.



دختر اعتراض کرد:چند ساعت قبل با هم اتاق رزرو کردیم، به دفتر هتل نگاه کنید.رییس دفتر را به او نشان داد کنا امضای دختر جایی که می باید امضای مادر باشد نام بیگانه ای به چشم می خورد:اما ما هر دو امضا کردیم و اتاق 342 به ما داده شد.مادرم آنجاست مرا به آنجا ببرید.رییس او را مطمئن کرد که اتاق 342 به وسیله ی یک خانواده ی فرانسوی گرفته شده و آن ها اسباب خود را آنجا گذاشته اند و بیرون رفته اند.دختر متوجه شد پرده ارغوانی نیست.کاغذ دیواری اتاق هم صورتی نبود.مبل راحتی و ساعتی هم در کار نبود.دختر دکتر هتل را پیدا کرد و درباره ی مادرش صحبت کرد دکتر معاینه ی مادر او را انکار کرد. دختر موضوع را به سفارت انگلیس اطلاع داد و آن ها داستان او را نپذیرفتند او پلیس و روزنامه ها را نتوانست متقاعد کند و سرانجام به انگلستان بازگشت.



معما به درستی حل نشد اما بعضی حدس می زنند که مادر دختر در هند مبتلا به طاعون شد و دکتر بعد از معاینه و تشخیص و مشورت با رییس هتل نتیجه گرفتند پخش این خبر در مطبوعات وضعیت شهر و نمایشگگاه را مختل خواهد کرد.اما آیا توانستند ظرف 4 ساعت تمام تزئینات اتاق را تغییر دهند؟بر سر مادر چه آمد؟اسرار این ماجرا هیچگاه فاش نشد.



نویسنده : آیدا جعفرنژاد ( از کاربران و همکاران سایت )

nf

یاد خنده بازار افتادم اسم پسرای یارو آلفرد هیچکآک تقدیم میکند بود ☺

مجتبی

این یکی از داستانهای الفرد هیچکاکه اون زن بخاطر یک بیماری واگیر دار میمیره و برای اینکه شهر در وضعیت حساسی قرار داشت و گردشگر زیادی به اونجا اومده بود این خبر میتونست ضربه بدی به اقتصادشون بزنه بنابر این صحنه سازی کردن

عطیه یزدانی

خیال پردازی گاهی کار دست ادما می ده

یوسف

سلام مرسی از سایتتون اما یه مشکل داره هیچ کدوم از خبراتون منبع نداره خوب ما از کجا بدونیم که واقعیت داره

پاسخ :

اگر سمت راست هر خبر رو نگاه کنید در کادر آبی رنگ منبع خبر نوشته شده.

محمد

یه فیلم دیگه ای هم درباره همین موضوع ساخته شده بود که یوفو ها آدما رو میدزدیدن و ذهن مردم رو از خاطره ی اون ها پاک میکردن

امین

همین که دارین باز هم مطلب میزارین باید خداروشکر کرد ولی نسبت به گذشته یکم ضعیف تر شدین به هر حال متشکریم خوب بود.

کسری

یه رفیق داشتم دوره دبیرستان. یه روز اومد گفت امروز صبح فلانی رو تو ایستگاه دیدم با هم سوار اتوبوس شدیم اومدیم مدرسه بعد وقتی رسیدیم مدرسه فلانی رو تو حیاط دیدم و یه لحظه فکرش که کردم فهمیدم اصلا با من نبوده! تازه موقع پیاد شدن از اتوبوس هم کارت برای دو نفر زده بود :|
ایام امتحانات بود احتمالا زیاد فشار روش بود :D

وحید

خیلی عجیب و جالب و خوفناک بود:) ممنون، از این دست مطالب بیشتر قرار دهید با تشکر.

محمد

یه فیلمم به همین اسم ساخته شده تو همین چن سال اخیر البته موضوعش فرق میکنه ولی اسمش اتاق 342هستش

محمد

آدم ربایی سریع و تمیز

محمدامین

یا خدا :O اگه واقعاً مسئولای هتل این کارو نکرده باشن خیلی ترسناکه. ولی به نظر حدس درستی میاد

منا لشگری

سلام
فیلم کوتاهی هم با همین مضمون به کار کارگردانی کارگردان فقید هالیوود آلفرد هیچکاک ساخته شده

هومن

یه همچین داستانی تو یکی از فیلم های هیچکاک بود که البته اونجا آخرش حق با دختره بود و مادره پیدا شد!!

ارسال نظر جدید