ادامه فعالیت واندرز در صفحه اینستاگرام و کانال تلگرام دنبال می گردد و سایت دیگر به روز رسانی نخواهد شد


برای پیگیری اخبار واندرز۲۳۷، ما را در صفحات اجتماعی دنبال کنید




ردپاهای مشکوک، صداهای عجیب و غریب، خنده های گاه و بی گاه، عروسکی که به اذعان شاهدین متعددی، چیزی فراتر از یک عروسک معمولی است. اینکه این عروسک چه رازهایی در خود دارد و چرا انقدر رفتارهای عجیبی دارد هنوز بر همه پوشیده است. اما بد نیست داستان آن را بدانیم...

در اوایل قرن ۲۰ میلادی خانواده Otto در شهر Key West فلوریدا در خانه ای ویکتوریایی زندگی میکردند. این خانواده در شهر به بد رفتاری با خدمتکاران و زیر دستان خود شهرت داشتند. یکی از خدمتکاران این خانواده که اصلیتی باهامایی و بر طبق شایعات مهارت زیادی در Voodoo و جادوی سیاه داشت برای انتقام از آنها عروسکی نفرین شده به پسر کوچکشان ، رابرت یوجین اتو هدیه داد.

بلندی قد عروسک رابرت ۳ فوت بود و لباس نیروی دریایی آمریکا به همراه کلاه ملوانی بر سر داشت. در ابتدا تصور میشد مو های عروسک از موی سر رابرت (پسر خانواده) تهیه شده ولی در تحقیقاتی که محققان انجام دادند معلوم شد جنس آن از ماده ای مصنوعی شبیه پشم و یا نخ است. عروسک شباهت بسیاری به انسان داشت و کاملا طبیعی درست شده بود به همین دلیل شور و شعف زیادی در یوجین جوان که تا آن زمان عروسکی نداشت ایجاد کرد.



بعد از مدت کوتاهی رابرت وابستگی شدیدی به عروسک پیدا کرد و همین وابستگی دلیلی بود که باعث شد از همه ی اطرافیانش بخواهد که او را Gene صدا بزنند و از اسم رابرت فقط برای عروسک او استفاده کنند.
جین اکثر اوقات در اتاق بازی در طبقه ی سوم خانه مشغول بازی با رابرت بود. در همین مواقع بود که خانواده ی یوجین متوجه دو صدای متفاوت در هنگام بازی کردن او شدند. صدای اول صدای پسر خانواده بود که با عروسک خود صحبت میکرد و صدای دوم صدایی بود که جواب او را می داد.
علاقه ی جین به رابرت به حدی بود که برای عروسک خود در اتاق زیر شیروانی اتاقی اختصاصی درست کرد و برای او میز و صندلی راحتی و عروسکی ویژه (شیر) ساخت.

کمی بعد از این اتفاق حوادث عجیبی روی میدادند. پدر خانواده ادعا میکرد صدای خنده های عروسک را شنیده و حتی به صورت اتفاقی دویدن آن در راه پله ها را نیز دیده است. بعد از اتفاقات عروسک به طور کامل در اتاق زیر شیروانی محبوس شد.
در همان زمانی که عروسک در  در اتاق زیر شیروانی بود خدمتکاران به اطلاع اهالی خانه رساندند که صدای پایکوبی و خنده  از آن اتاق میشنوند.



این حوادث تا زمانیکه پدر خانواده رابرت را درون تابوتی از جنس چوب درخت سرو قرار داد ادامه داشت. در آن زمان یوجین برای ادامه تحصیل از شهر محل زندگی خود خارج شده بود.
سال های زیادی از این ماجرا میگذشت تا اینکه پدر یوجین فوت کرد و تمام مایملک و دارایی های خانواده به جین رسید. او به همراه همسرش Anne به خانه ی پدری نقل مکان کرد . در آن زمان جین نویسنده و نقاش بزرگی شده بود و برج و مناره ی کوچک در طبقه ی دوم را مکانی مناسب برای طراحی خود میدید. بعد از بازگشت به خانه ی دوران کودکی جین عروسک رابرت را درون تابوت پیدا کرد.

جین بار دیگر طبقه ی دوم را برای رابرت بازسازی کرد. بعد از این کار دوباره گزارش هایی از دانش آموزان رهگذر در مورد دیدن حرکت رابرت در پشت پنجره به گوش جین رسید. مهمانان خانه در مورد تغییر چهره ی رابرت و پوزخند تهدید آمیز او به Anne اخطار میدادند. بعد از بازگشت دوباره و آزاد شدن رابرت باز هم حوادث دوران کودکی یوجین تکرار میشد و همین حوادث باعث درگیری ها و دعوا های زیادی بین Gene و Anne شد که سرانجام باعث شد جین راضی شود عروسک رابرت را به اتاق زیر شیروانی بازگرداند.

بعد از مرگ جین در سال ۱۹۷۴ رابرت در اتاق زیر شیروانی رها شد و Anne نیز خانه را به خانواده ای که دختر ده ساله داشتند فروخت. دختر صاحبان جدید برای بار سوم باعث آزاد شدن رابرت شد ولی ایندفعه حوادث به شدت بیشتری روی میدادند. تغییر مکان و حرکت اشیا در خانه و شکستن وسایل اولین کار های رابرت بودند. در ادامه رابرت کار خودش را با سو قصد به جان دختر خانواده ادامه داد که باعث شد این خانواده تصمیم به بازگرداندن خانه به صاحب قبلی آن بگیرند.



بعد از مرگ Anne عروسک Robert به موزه ی هنر Key West اهدا شد. در حال حاضر رابرت در موزه Fort East Martello در حالیکه شیر عروسکی خود را در آغوش دارد و بر روی صندلی مخصوص خود نشسته است نگهداری میشود.

لازم به ذکر است که عکس گرفتن از رابرت در موزه نیز روش خاصی دارد. ابتدا باید از رابرت مودبانه درخواست کنید. اگر جواب رابرت مثبت باشد سر خود را به سمتی کج می کندولی اگر جواب او منفی باشد بدون حرکت میماند.
در عکس های موجود از رابرت در موزه ، دیواری در پشت سر او مشاهده می شود که پر از تکه کاغذ هایی است که روی آنها عذرخواهی و درخواست برداشته شدن نفرین از خانواده هایی است که بدون اجازه ی او عکس گرفتند.

در هر صورت رابرت بر خلاف سایر عروسک های نفرین شده دچار قتل نشد و اذیت و آزار او تنها به حرکت در خانه خلاصه میشد. محققان حوزه ی ماورا طبیعه با توجه به اینکه عروسک صدمه ای به اعضای خانواده ی Otto نزد هنوز نتوانستند هدف خدمتکار از نفرین عروسک را بفهمند.





مترجم : پویا ( از کاربران و همکاران سایت )


نیکا

من میگم واقعیته
.
.
.

اون خدمتکار هم قصد داشته پدر را به ترساند‌که این عروسک این گونه شد
.

.
.

کاش پدر جین عروسک رو اتش میزد

عسل

دمتون گرم خیلی خوب توضیح داده بودین فقط یه سوال رابرتم مث انابل همزاد داره؟

نفس

واقعی بود.

surush

جادوگری به حدی رسیده بود که مثل اب خوردن شده بود و به راحتی به هرکسی و هرچی که میخواستی صدمه میزدی این مربوط به نسل قبل از بشر میشه که البته الان نسلشون توسط فرازمینی ها که احساس خطر میکردن نابود شد و معتقد هستم ما انسان ها مثل پشه میمونیمو هیچ خطری براشون نداریم هرچند هر از گاهی به زمین سر میزنن و چکمون میکنن به چیز جدیدی دست پیدا کزده باشیم خطرناک باشه یا ن. من معتقدم خدا همون موجود فرازمینی هست که قدرتی حتی بالاتر از جادوگری و قدرت ماورا داره فقط کافیه جادوگری رو باور داشته باشیم البته امیدوارم اونطور که خودش تو قران گفته مهربان باشه و ازما خواسته مطیع و به اون ایمان بیاریم در غیر اینصورت میتونه زمینو برامون جهنمن کنه.درواقع دو پهلو حرف زده.من معتقدم اون از تمامیه قدرت مغزش تونسته استفاده کنه و ما فقط از سه درصد داریم استفاده میکنیم با ترویج خرافات و دیکته به ما که ما بنده و خلق شده ی توسط اون هستیم مانع رسیدن ما و هر موجوددیگه دراین جهان و هرجهان دیگه هستیم بشه

ریحانه

وووییی چه بد

مهدی

یادی کنیم ز عروس من مال منم جن زده شده بود

امیر محمد

سلام عرض شد باید بگم که موضوع دو عروسک آنابل و رابرت وا من باورش میکنم اونایی هم که واقعیت رو باور نمی کنند برن بمیرند که سزاوارشن چون من تحقیق کردم دربرشون میگم واقعیه و به قول قدیمی ها نرود میخ آهنی در سنگ درضمن من از پیشواام دروغ باوران بمیرید

علی

دروقه

سارینا شیرعلیان

الان رابرت کجاست

سارینا شیرعلیان

عروسک انابل خودش مطلب داره اسم کسی هم که اون نگه داشته دونا

سارینا شیرعلیان

عروسک من یکم مشکوک میزنه اون عروسک فیلم هم داره

سارینا شیرعلیان

بچه ها چرا میترسیم بخاطر ترسیدن نباید اینارو نادیده بگیرید

amir amiri

بله از زمانی ک دوربین اختراع شد هیچ ماهی هم نصف نشد هیچ انسانی هم تو شیکم ماهی زندگی نکرد و هیچ پیامبری در کل بوجود نیومد و در عوضش تیمارستان باز شد

شکیلا

یه نظر من خلی باحال بود ذمتون گرم*

ساناز

خیلی خیلی باخال بود ممنون میشم از عروسک آنابل هم داستان واضع تر بزارین دورود

علی محمدی

متن کامل نظر شمابچها من رابرتم کاری ندارین

مهزیار

میترسم کامنت بزارم رابرت بیاد اذیتم کنه والا ما شانس نداریم بزا زنگ بزنم ببینم ناراحت نمیشه خخخخخ

مهتاب

جادو وجود داره اما قدرت خدا بالاتر از هر نفرینی است

سوگند

خیلی جالب بود

محمد

خیلی خوفناک بود و حتی خیلی واقعی.ولی ببخشید این داستان واقعی بود؟

پاسخ :

بله! میتونید سرچ کنید در موردش...

وحید

خیییییلی جالب و خوفناک بود دمت گرم خدا قوت

sam the real

این که معلومه الکیه تو زمان قدیم هم چون دوربین درست و حسابی نبود معلوم نیست با چه کلکی مردم رو گول زدن وگرنه الان که دوربین های پیشرفته هست چرا عروسکه هیچ حرکتی نداره که فیلمشو شکار کنند؟

پاسخ :

الان هم همینطوره.

محمد

کاش من هم به عروسک اینجوری داشتم تا از تنهایی درمیومدم.

امیر

درود
خیلی خوب بود امیدوار فعالت تو این سایت بیشتر و بیشتر بشه.

اگر میشه یه مطلب در مورد عروسک Shaye Saint John رو هم بزارید.
ممنون

ارسال نظر جدید