فانوس دریایی که قبل از هرچیز فیلم جزیره شاتر را به ذهن میاورد! امااتفاقی که باعث شد فانوس دریایی تا به حد حالتی مخوف و غریب بگیرد و در فرهنگ عامه شکلی ترسناک داشته باشد نه تنها افسانه نیست بلکه داستانی واقعی و عجیب است که 115 سال قبل در جزیره ای در اسکاتلند رخداد و تا به امروز نیز پاسخی برای ان یافت نشده است...

فلن ایسلس (هفت شکارچی) نام تعدادی جزیره ی کوچک در 32 کیلومتری غرب آیسل لوئیس اسکاتلند است، این منطقه به علت رفت و امد زیاد کشتی همیشه مهم بوده، به همین علت در سال های 1800 میلادی فانوس دریایی بزرگی در یکی از این جزایر ساخته شد.
این فانوس دریایی به وسیله ی چراغ بسیار بزرگی که داشت میتوانست از 15 کیلومتری اقیانوس دیده شود و محل جزایر را به کشتی ها اطلاع دهد، اما در سال 1900 اتفاقی افتاد که باعث شد این فانوس دریایی به مدت 70 سال قفل و سپس به طور کامل متروک شود.




این جزایر به سه گروه تقسیم شده اند،قسمت اصلی جزیره در منطقه ی شمالی این قسمت واقع است و وسعتی حدود 17.5 هکتار دارد.جزایر دیگر در جنوب و غرب این جزیره اند.(این فانوس در جزیره ی جنوبی است) فانوس دریایی که در این جزیره ساخته شد 23 متر ارتفاع دارد و در بلندترین نقطه ی جزیره واقع شده است، این فانوس دارای تمام امکانات رفاهی از جمله سه سرویس بهداشتی و یک حمام است و چراغ ان در بالاترین نقطه ی ان واقع قرار دارد، وظیفه ی افرادی که در این فانوس کار میکردند این بود که همیشه انرا روشن نگه دارند و از برخورد احتمالی کشتیها با صخره و یا گم شدن انها جلوگیری کنند.


  در 15 دسامبر سال 1900 کشتی بخار آرکتور در حال عبور از این منطقه بود که متوجه شد چراغ فانوس دریایی  خاموش است، ناخدای این کشتی پس از پهلو گرفتن در اوبان این اتفاق را به مرکز کنترل دریایی و پلیس اطلاع داد اما نه پلیس و نه مرکز کنترل کار خیلی خاصی انجام ندادند که طبیعی نیز بود چراکه خیلی از مواقع پیش می امد که این چراغ برای مدت کوتاهی خاموش شود
کارکنان این فانوس دریایی یک تیم سه نفره متشکل از توماس مارشال-جیمز دوکات و دونالد مک ارتور بودند که هرکدام مدت ها در دریا سفر کرده بودند و بیش از 6 سال بود که در این فانوس مشغول به کار بودند، در همان شب هوا طوفانی شد و تا 20 دسامبر امکان هرگونه رفت و امدی در دریا از بین رفت، نحوه ی کار به این گونه بود که پس از هر چند روز یکی از این افراد برای بردن اذوقه ی مورد نیاز فانوس با کشتی که در اختیار انها بود به شهر میرفت و پس از برداشتن موارد مورد نیاز دوباره عازم فانوس میشد، در تاریخ 26 دسامبر پس اینکه مرکز کنترل متوجه شد چراغ فانوس هنوز خاموش است و اینکه کسی برای بردن اذوقه نیامده تیمی عازم این جزیره شد.


اولین چیزی که پس از رسیدن به جزیره توجه انها را جلب کرد این بود که کشتی هنوز در جزیره پهلو گرفته بود و مشخص بود اصلا کسی قصد نداشته برای بردن اذوقه بیاید!
نکته ی دوم این بود که پرچم این فانوس دریایی نیمه برافراشته بود،و در نهایت عجیب ترین نکته این بود که هیچ کس در ساختمان و تمام جزیره نبود! کاپیتان جیم هاروی یک منور شلیک کرد و در سوت خود دمید اما هیچ کسی جواب نداد.




جوزف مور برای اطلاع دادن این اتفاق شوم عازم شهر شد اما بررسی ساختمان فانوس دریایی این نکات را داشت: در اصلی بسته بود و درهای اتاق های داخلی هم بسته بودند، پتوهای تخت خواب ها نامرتب بوده و ساعت اصلی فانوس دریایی  از کارافتاده بود، لامپ و چراغ فانوس تمیز و پرشده بود و یک جلیقه ی برزنتی داخل بود که نشان میداد حداقل یک نفر بدون پوشیدن جلیقه اش از ساختمان خارج شده است، که باتوجه به هوای طوفانی ان هفته بسیار عجیب بود.



علاوه بر اینها تنها چیز غیرعادی یک صندلی افتاده بود که کنار میز اشپزخانه قرار داشت، 5 ساعت جستجو برای یافتن کارکنان فانوس دریایی فایده ای نداشت، و انها پیدا نشدند.



سه نفر دیگر به شکل داوطلب و برای بازگشت احتمالی در انجا ماندند، و تیم جستجو به شهر بازگشت، در همان روز(26دسامبر) هاروی تلگرامی که به فانوس دریایی شمالی درمورد مشاهده ی چیزی خاص ارسال کرد اما انها چیزی ندیده بودند.




متن گزارشی که همان روز نوشته شد به شرح زیر است: اتفاقی وحشتناک در فلاناس رخ داده است، دوکات، مارشال و مک ارتور از جزیره ناپدیده شده اند...ساعت اصلی فانوس دریایی کارنمیکرد که نشان میدهد احتمالا این اتفاق یک هفته قبل رخ داده است،ادمای بیچاره حتما از صخره افتاده و غرق شده اند و یا چنین چیزی برای انها رخ داده است!



کسانی که در جزیره بودند برای یافتن هرسرنخی نزدیک به دو روز جستجو کردند، اما چیزی پیدا نکردند، البته چند نکته ی بسیار عجیب وجود داشت، محل بارگیری کشتی ها دچار اسیب شده بود که به نظر از طوفان شدید همان هفته ایجاد شده بود اما
نکته ی بسیار عجیب این بود که سنگی نزدیک به 1.5تن که روی یکی از پایه های قلاب بارگیری وجود داشت جابجا شده بود و نکته ی عجیب تر اینکه روی چمن صخره ی کنار محل بارگیری نزدیک به ده متر خراش بزرگ وجود داشت و دفترچه ی گزارشات سه فرد گم شده نشان میداد انها دقیقا تا ساعت 7.30 غروب 15 دسامبر  دفترچه را پر کرده اند.



در طول این سال ها تئوری های بسیاری درمورد این حادثه مطرح شده است، از احتمال قتل تا ربوده شدن توسط نیروی قدرتمند  و حتی جانوری بزرگ از دریا!



دو روز پس از این حادثه یکی از کارکنان فانوس دریایی شمالی برای بازدید و بررسی محل حادثه عازم شد او که رابرت میرهد نام داشت پس از بررسی در گزارش خود اینگونه نوشت:
با توجه به بررسی ها نظر من این است، پس از شروع طوفان دو نفر از این سه نفر برای محکم کردن طناب ها و انجام کارهای دیگر به محل بارگیری رفته اند، اما به هردلیلی شخص سوم بدون پوشیدن لباس از ساختما خارج شده است، همچنین درمورد سنگ 1.5 تنی جابجا شده با توجه به اینکه زمان رسیدن من به اینجا برای جلوگیری از سقوط دکل انرا با نیروی بیش از 50 مرد جابجا کرده بودند ، به شخص نمیتوانم باور کنم که این سنگ جابجا شده باشد! اما هیچ نظری درمورد علت ناپدیدی این افراد ندارم.


ان پرونده سال هاست در حال بررسی است و در سال 2012 نیزتئوری جدید درمورد علت این اتفاق ارائه شد، بسیاری نیز این حادثه را شبیه به گذرگاه دیتلوف میدانند و انرا به قدرت های فرازمینی نسبت میدهند، به هر حال علت این هرچه که بوده تا به حال جوابی به ان داده نشده و جسد ان سه نفر هرگز پیدا نشد، به دلیل اینکه پس از این حادثه این جزیره برای اکثر مردم ترسناک شد نزدیک به 50 سال در این فانوس قفل بود.

محمد

کار یوفو ها بوده

rocky

کل مطلب یک طرف,فیلم محشر جزیره ی شاتر هم یک طرف

neutral

سلام...ببخشید شما تو اینستا پیج دارید؟

پاسخ :

سلام. خیر فعلا

نازگل

وب سايتتون مباركه آقا فردين مطالب مث هميشه عالي

hoSSein

جالب بود

ایمان

تو اینجور جاها وقتی که آب و هوا خراب بشه سرعت باد و آب خیلی زیاد و قویه. سنگ 1.5 تنی که هیچی نیست :/

mahdi

جزیرش کوچیکه میخواستن برن تو کشتی پرت شدن تو اب احتمالا!

یه دوست

بازم مثل همیشه عالی فردین جان.

Super Manu.

جالب بود مرسی

ارسال نظر جدید