از زمانی که انسان توانست جامعه ی بشری را به شکل امروزی ایجاد کند ثبت وقایع وجود داشت و قانون نیز در این میان یکی از مهم ترین ارکان هرجامعه است، اما به هر حال همواره اشخاصی به هر نحوی از این قواعد خارج میشوند، یکی از عجیب ترین پرونده های این مورد مربوط به قاتلی سریالی است که هرگز دستگیر نشد اما قتل ها و اعمال او به حدی عجیب و مخوف بود که تا به امروز نیز هیچگونه توصیف درستی از نحوه ی ارتکاب آنها وجود ندارد.


اولین قتل در 19 می 1918 در نیواورلئان اتفاق افتاد زمانی که پلیس جسد زنی را پیدا کرد که به وسیله ی تبر خودش سلاخی شده بود، بررسی های اولیه پلیس نکته ی خاصی را نشان نمیداد و به نظر میرسید این مورد میتواند یک انتقام شخصی باشد.

در این قتل درب پشتی خانه به وسیله ی چیزی شبیه به یک تبر بسیار تیز شکاف برداشته بود و حتی یک سکه نیز به سرقت نرفته بود.

8 روز بعد زن دیگری دقیقا به همین شکل به قتل رسید، درب پشتی کاملا متلاشی شده بود و سه ضربه ی تبر به بدن این زن وارد آمده بود، پس از این قتل بود که پلیس مضنون به این نکته شد که احتمال وجود یک قاتل زنجیره ای در میان است.

فردای همان روز مردی دیگر که به وسیله ی ضربات تبر به شدت مجروح شده بود بستری شد، با این تفاوت که این شخص زنده بود اما شدت جراحاتش به حدی بود که بیش از یک ماه توان صحبت کردن نداشت.

سه روز بعد قتل دیگری اتفاق افتاد، زن دیگری در خانه ی خودش و به وسیله ی تبری که در خانه داشت به قتل رسیده بود، دقیقا مانند پرونده های قبل.

وحشت بسیار شدیدی بر شهر حاکم شد و پلیس به شدت تحت فشار قرار داشت، اما قتل ها به حدی بی رابطه و خالی از هرگونه سرنخ بود که پلیس در نهایت اعلام کرد تمام مردم درب خانه های خود را قفل کنند و اسلحه های خود را آماده داشته باشند.

8 جون قتل دیگری اتفاق افتاد و فشار ها بر پلیس افزایش یافت، با توجه به اینکه 3 نفر از مقتولین ایتالیایی_آمریکایی بودند پلیس به مافیا مشکوک شد و بسیاری سردسته های اصلی مافیای نیواورلئان دستگیر شدند اما در نهایت تنها پس از سه روز همگی آنها آزاد شدند چراکه علاوه بر نبود مدرکی خاص مرام مافیا نیز به این شکل نبود.


(محل اتفاق افتادن قتل ها)

به مدت 25 روز قتلی اتفاق نیوفتاد اما دقیقا روز 25 ام زن دیگری در منزل خود به وسیله ی ضربات تبر به شدت مجروح شد، این شخص نیز زنده ماند.

زمانی که از این افراد سوال شد چه چیزی به یاد دارند آنها عنوان کردند که نتوانسته بودند چهره ی آن شخص را ببینند اما یک نکته ی عجیب در سخنان آنها وجود داشت، سکوت محض قاتل!

این زن عنوان کرد پس از بهبودی از دیدن درب خانه ی خود به شکل متلاسی شده بسیار تعجب کرده چراکه او در خانه بود و هیچ صدایی نشنیده!

اما وحشت بر نیواورلئان هچنان ادامه داشت و اتفاقا قرار بودکه بسیار بیشتر شود، در تاریخ 13 مارس 1919 نامه ای به روزنامه ی محلی که اخبار قتل ها را پوشش میداد ارسال شد، متن نامه تا به امروز به عنوان یکی از عجیب ترین نامه های ارسال شده به وسیله ی قاتلین قلمداد میشود.
(خلاصه ی کلی)

---

اینجا جهنم است، ای انسان های فانی:

شما مرا دستگیر نمیکنید و هرگز نخواهید توانست چراکه من نامرئی و فناناپذیرم، من از داغ ترین طبقه ی جهنم هستم من شیطان هستم، کسی که شما احمق ها قاتل تبر به دست مینامید.

تنها چیزی که از من خواهید یافت تبر خونی من و است و بس، و روزی برای پس گرفتن جسد قربانیانم خواهم امد.

فکر میکنید من خیلی ترسناک هستم، پس بگذارید تا چهره ی واقعی ترسم را ببینید.

در سه شنبه ی هفته ی بعد و دقیقا راس ساعت 12:15 من در مهربان ترین شکل خودم از این شهر عبور خواهم کرد، تمام مردم شهر باید در خانه ی خود موسیقی و گروه جز داشته باشند! و بدانید هرکدام از شما این کار را نکند به تبر گرفتار خواهد شد، اگر در این روز کسی کشته نشد خوشحال باشید که من به خانه ی خود در جهنم بازگشته ام.

---

تاثیر این نامه بر عموم به حدی زیاد بود که چند روز باقی مانده تا سه شنبه را روزهای وحشت نامیدند، بسیاری از مردم در کلیساها جمع شدند و از خدا خواستند شیطان را از انها دور کند، تمام گروه های موسیقی شهر و شهرهای اطراف برای اجرای موسیقی جز به شهر امدند.

در نهایت شب سه شنبه فرا رسید و بر اساس مدارک موجود نیواورلئان که یکی از شلوغ ترین شهرهای امریکاست در آن شب به خانه ارواح تبدیل شد، در خانه ی تمام مردم موسیقی جز در حال اجرا بود و نفس پلیس و مردم حبس که اگر قتلی اتفاق نیوفتد این شخص شهر را ترک خواهد کرد.



در ان شب قتلی اتفاق نیوفتاد، و این قاتل به همان شکل عجیبی که آمده بود ناپدید شد و دیگر قتلی اتفاق نیوفتاد.

او در مدت یک سال 7 نفر را به قتل رساندو 7 نفر را مجروح کرد.

نکات بسیار عجیبی در این قتل ها وجود داشت، در تمام موارد تصاویر مریم مقدس که تنها در 2 مورد از قتل ها درخانه وجود نداشت به خون قربانیان آغشته شده بود، با وجود شکسته شدن در هیچکس صدایی نشنیده بود، و اینکه تا به امروز نیز مشخض نیست درها به وسیله ی چه جسمی شکسته شده بودند، در هیچکدام از موارد چیزی دزدیده نشده بود و تمام قتل ها به وسیله ی تبر همان افراد انجام شده بود.
این پرونده جز معدود پرونده های تاریخ علوم جنایی است که حتی یک مضنون نیز در رابطه با آن دستگیرو حتی بازجویی نشد.

همان طور که سال بعد و در سالگرد اولین قتل همان روزنامه ی محلی نوشت، انسان یا شیطان؟ او که بود؟

احمد

بنظر من نشانه هایی از افکار شیطان پرستانه و یا فراماسونری وجود داره یا اینکه همون طور که اشاره شد صرفا یه قاتل بوده که خواسته کارش خاص جلوه کنه و ماندگار باشه. تو بعضی منابع انگلیسی مثل ویکی اشاره شده که به عقیده کالین ویلسون نویسنده جنایی و یه کارآگاه دیگر، شخصی به اسم جوزف مامفری که در لس آنجلس در سال 1920 احتمالا توسط بیوه آخرین قربانیش کشته شد میتونه یه مظنون بالقوه باشه. هرچند کوچک ترین مدارک برای اثبات این نظریه اصلا وجود نداره (حتی در آرشیو پلیس هم چیزی نیست) و یا اینکه مامفری فقط اسم یه خلافکار بوده ولی یک زوج ایتالیایی الاصل با سبکی مشابه چند وقت قبل از وقوع این قتل ها مورد سوء قصد قرار گرفتند که به کشته شدن زن ختم شد. در تحقیقات پلیس دوبار به وضوح به اسم مظنون یعنی مامفری اشاره شده است.

علی

چرا مردم همیشه از یه دید اشتباه به ماجرا نگاه میکنن؟ مثل تردستی میمونه که اگه شما از دید درست بهش نگاه کنی متوجه میشی که یه حقه بوده و از دید اشتباه یه شعبده میبینید...اون فرد هرکی بوده میتونسته یه خانواده یا شخص رو زیر نظر بگیره موقعی که کسی نیست در پشتی رو خراب کنه که امکان ورود به خونه رو در موقعیت مورد نظر برای اقدام به قتل بوجود بیاره بعد تو فرصت مناسب بدون هیچ سروصدایی وارد بشه و کارشو انجام بده... نکته هم تو کلمه ی در پشتیه.... نه در اصلی ، در پشتی... معمولا از در پشتی کسی رفت و آمد نمیکنه و افراد خونه متوجه نمیشدن که در آسیب دیده و بازه یا خلاصه باز میشه... اون قضیه موزیک هم اینه که طرف خواسته با این حرکت مهر خودشو به قتل هاش و کل این ماجرا بکوبه و این فاجعه (یا بقول قاتلا هنرش) رو تاریخی و بیاد موندنی تر کنه و با بوجود آوردن خرافات و ماورایی نشون دادن این ماجرا هم پلیس هارو گمراه کنه و هم احتمال دستگیر شدن خودش رو به 0 برسونه... ببخشید سرتون رو درد آوردم

حسین

تو یکی از فصل های سریال American Horror Story درباره
همین یارو اشاره میکنه

کابلی

جالب بود، تو یکی از قسمتای سریال سوپرنچرال به این قضیه اشاره میکنه

آرمان شیمیدان

فردین ! کتاب رستاخیز مردگان رو حتما دربارش یه پست بذار نسخه ی انگلیسیش نوشته اچ پی لاو کرفت تو اینترنت هست!

ناشناس

مطمئن باشید او موجودی بوده از سوی شیطان برای مجازات افراد با ایمان و یا ملائکه ای از طرف خداوند برای مجازات کفر گویان.
این تنها معجزه الهی است که باعث چنین رخدادی می شود.

وحید

سلام داداش یکمی سریع تر مطالب سایتت رو آپدیت کن مطالب از جاهای دیگه کپی بکن بریز تو سایتت ما بخونیم کاری نداره که..هر یک هفته یه پست میذاری ! سایت داری باید هر دو سه روز آپدیتش کنی..غرض از فضولی اینطوری فایده ای نداره که مدیر عزیز:)

پاسخ :

چشم سعی میکنیم بیشتر شه مطالب ولی حقیقتا کپی نخواید...واقعیت اینه مطالب مورد نظر ما خیلی کم به فارسی ترجمه شده و اگرم شده کیفیت خوبی ندارن.

بهرام

شرافتن میترسم برم دستشوی الان ولی بچه ام گیرداده ببرم .اما نه بابا اینا چرته

سجاد رضایی

یا ابرفرض

مجتبی

سلام خسته نباشید میخاستم اگه میتونید درباره کتاب رستاخیر مردگان یه مطلب کار کنید و یه توضیحی بدید با تشکر

بنفش!!

من همون شیطانم اگه امتحانای دی ماه امسال رو کنسل نکنین همتونو با تبر سلاخی میکنم :/
خخخخخخ
ولی جالب بود. هنوز دستگیرش نکردن؟ یا نفمیدن کیه؟

Bagher

هولی شت...

محمد

سلام
شما از کجا میدونی اینا واقعیته?

وحید

محمد خخخخخ...خیلی عجیب بود شاید طرف واقعا جن یا شیطانی چیزی بوده!!

محمد

پشمام
ریخت

ارسال نظر جدید